تنهایی یعنی وقتی پرستار گفت : همراه بیمار … ولی کسی نبود جواب بده !
آهسته گفتم : ببخشید کسی همراه من نیست …
من تنهـــــــــــام …
.
.
تــــنـــهـــا بودم که یکی تنهاترم گذاشت و رفت !
.
.
تنهایی یعنی …
من برای من کمم … برای ما زیاد …
.
.
چرا میگویند “ها” علامت جمع است درحالی که وقتی آنرا با “تن” جمع میکنی … ؟ً!؟!؟!؟!
.
.
تنهایی ، شاخه ی درختی ست پشت پنجره ام …
گاهی لباسِ برگ میپوشد ، گاهی لباسِ برف …
اما همیشه هست !
.
.
تنهایی یعنی سیر ترشی ات را بخور … بوسه ای در کار نیست !
.
.
فاصله یا تو چه فرقی می کند ؟
هر دو مرا یاد یک چیز می اندازد … تنهایی …
.
.
نبودنت را پا برهنه قدم میزنم ، با زمین هم کنار نمی آید تاول این انگشت ها …
از اول هم می دانستم کفش تو تنگ است برای تنهایی بزرگ پاهایم !
|
امتیاز مطلب : 54
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11